خرید بک لینک
دو ماهه به خودم قول دادم که اصلا پیگیرش نباشم امشب اتفاقی داشتم عکسای پروفایل هارو نگاه میکردم یهویی رفت رو قسمت اسم اون و دیدم عکس پروفایلشو عوض کرده. راستش اصلا اون قشنگی سابق رو توی چشم من نداشت. نمیدونم یه مدلی بود. احساس میکردم قیافه معمولی رو به پایینی داره حتی از مدل تیپ زدنشم خوشم نیومد. حتی همون لحظه آنلاین هم بود اما دلم نریخت پایین که استرس بگیرم قدیما یادمه معده درد میگرفتم از شدت استرس وقتی آنلاین بود از آکانتش امدم بیرون ولی اصلا دلم نمیخواد برم دوباره عکسشو ببینم یا آنلاینیشو چک کنمخاطراتمون برام مرور شد اما برخلاف همیشه خاطرات بدمون امد جلو چشمام که چقدر باهام بد برخورد میکرد. احساس نفرت و پوچی دارم ازش نمیدونم چرا

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: يکشنبه 17 تير 1403 ساعت: 12:48

امروز بعد از یکسال اتفاقی توی خیابون پشت فرمون کنار یه زن که من فقط روسری نارنجیشو دیدم اما صورتشو نه، دیدمش.احساس میکنم تا مارو دید روشو برگردوند و جلو رو نگاه کرد. حالا من هیچوقتم نمیدیدمش هیچجا، اما دقیقا توی زمانی دیدمش که به خودم قول دادم دیگه بهش فکر نکنم و عکساشو نبینم و آماری هم ازش نداشته باشممیدونی دلم یه حالی شد وقتی دیدمش . راستش اصلا برام مهم نیست اون زن کنارش کیه یا خودش وقتی روشو از جلو برگردوند که مثلا حواسش نیست (البته خانوادگی اخلاق رو برگردوندن دارن)شنیدم که با یه دختریه و براش شعر عاشقونه مینویسه شاید همون دختره بوده امشب سوار ماشیناینم بگم اولین کسی بود که باهاش رابطه داشتم و در حد یک ماه طول کشید و یکساله از این قضیه میگذره و من بعد اون با هیشکی وارد رابطه نشدمبنظرتون این احساس طبیعیه که بعد دیدنش یه مدلی بشم؟البته مامانم گفت داری غمت رو پنهان میکنی منم زدم زیر گریه اما نمیدونم گریه ام برای چی بود مثل احساس دلتنگی میمونه

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 8:51

خواهرم بهم گفت با فلانی که آمارشو داره تماس گرفته گفته هنوز ازدواج نکرده و احتمالا روسری نارنجیه خواهرش بودهنمیدونم خواهرم با مامانم دست به یکی کرده که من آروم بشم و فکر نکنم به دختر روسری نارنجیه یا واقعا همینطور بوده و با فلانی تماس گرفتنولی من دلم میخواد تصور کنم اون زنش بوده تا برای همیشه پروندش توی ذهنم بسته بشهمیدونی من گریه نمیکنم برای اون یا حتی کسی که ممکنه باهاش باشه یا بی محلی هاشمن گریه میکنم که چرا یه رابطه یه ماهه که یکسال ازش میگذره باید اینقدر برام ادامه دار باشه توی ذهنم؟امشب باید به خودم قول میدم دیگه باهاش توی ذهنم رویاپردازی نکنم تا بیشتر بتونم فراموشش کنم

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 8:51

تویی که داری الان اینو میخونی:میدونم که بعضی وقت ها به خودت میگی من چطور همچین کاری کردم یا چنین حرفی زدم و کاش زمان به عقب برگرده خواستم بهت بگم که در اون زمان تو بهترین تصمیم رو گرفتی ولی خب مغز عادت داره آدم رو گول میزنه و مدام خودتو سرزنش میکنیو شرایط رو اصلا به یاد نمیاوری.همچنین در اون زمان همنیقدر بلد بودی پس بعد از اون برات شد تجربه چون اگر اشتباه نمیکردی رشد و تجربه ای هم برات در کار نبود.هیچوقت نا امید نشو چون تو باید آماده بشی برای بهترین

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: جمعه 1 تير 1403 ساعت: 16:58

صفحه بندی